تقسیم بندی شغل ها
انواع مشاغل و تقسیم بندی شغل ها

کار (به همراه ارتباطات ، فرهنگ سازمانی و انتقال فرهنگ) ، از ویژگی های اساسی و بارز انسان است. برخی از مردم شناسان معتقدند که کار، مهم ترین ویژگی انسان است و تکامل انسان در پهنه طبیعت و اجتماع ،با به کارگیری نیروی اندیشه و بازوی او فراهم آمده است.
کار انسانی،هر چند در طول دوران های مختلف تاریخی، دچار تغییر و تحول شده است ، اما در تعریف آن می توان به ویژگی های مشترک ذیل توجه داشت:
۱ . کار، مجموعه اعمالی است که دارای درجاتی از اجبار است.
۲ . در کار بشری ، ویژگی «ساختن» به کمک سر و دست و پا و بدن وجود دارد.
۳ . در کار بشری ، کاربرد تعقل و هوش وجود دارد.
۴ . به تبع عقل ، در کار بشری ،
۵.استفاده از ابزار و ماشین دیده می شود.
۶ . کار بشری ، دارای سودمندی واقعی و ملموس (غیر انتزاعی) است.
۷ . انسان با کار،موادراتغییر میدهد و خود نیز با به کارگیری استعداد و با اثرات مختلف ناشی از کار ، تغییر می کند.
تقسیم بندی مشاغل در ایران بر اساس طرح طبقه بندی مشاغل که در برنامه دوم توسعه اقتصادی ـ اجتماعی ایران به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و سپس از سوی دولت به سازمان ها ابلاغ شده است ، مشاغل در ایران ، در یکی از هشت گروه زیر ، قابل طبقه بندی است:
۱. رشته امور آموزشی و فرهنگی و هنری (شامل کلیه مشاغل معلّمی ، تدریس ، تولید ادبی و هنری ، روابط عمومی ، تبلیغات ، مطبوعات و رسانه ها ، و … و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۲. رشته اداری و مالی (شامل کلیه مشاغل حسابداری ، حسابرسی ، اداری ، مالی ، بیمه ، بانکداری ، بورس ، آمار اقتصادی و … مدیریت ها و برنامه ریزی های مربوط)؛
۳. رشته امور اجتماعی (شامل کلیه مشاغل پژوهش های میدانی روان شناسی و جامعه شناسی و علوم سیاسی و روابط بین الملل و تحلیلگری و آمار اجتماعی و مشاوره و علوم تربیتی و … و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۴. رشته بهداشتی و درمانی (شامل کلیه مشاغل پزشکی و دندان پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری و مامایی و داروسازی و کاربری سیستم های جدید در درمان و بهداشت و تولید داروها و واکسن ها و … و تحقیقات و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۵ . رشته خدمات (شامل کلیه مشاغل دلّالی و واسطه گری و فروشندگی و بازرگانی و توزیع کالا و خدمات و ورزش و توریسم و سرگرمی و تغذیه و ساخت و ساز بنا و حرفه های اصلاح و تعمیر و … و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۶. رشته کشاورزی و محیط زیست (شامل مشاغل کشت و داشت و برداشت محصول و پژوهش های مربوط به هر مرحله ، پرورش انواع جانوران سودمند و مطالعات وابسته ، دامپزشکی ، گیاه شناسی ، مطالعات جنگل و آب و هوا ، بیابان زدایی ، و … و برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۷. رشته فنی و مهندسی (شامل کلیه مشاغل سخت افزار و نرم افزار صنعت و تکنولوژی ، اختراع و تولید صنعتی ، کارگری صنعت ، کارگاه ها و آزمایشگاه ها ، و … برنامه ریزی ها و مدیریت های مربوط)؛
۸ . رشته فرآوری داده ها (شامل کلیه مشاغل مربوط به اطلاع رسانی ، کتابداری ، تولید نرم افزارهای اطلاعاتی ، گسترش اطلاعات ، شبکه اینترنت ، انتقال و تلفیق اطلاعات ، ارزیابی داده ها ، حفاظت داده ها ، و … و مدیریت ها و برنامه ریزی های مربوط).
کار و ابعاد گوناگون آن

با سپری شدن عصر کشاورزی در جهان غرب و صنعتی شدن و رشد و گسترش جوامع غربی پس از نیمه دوم قرن هجدهم میلادی ، با افزایش میزان جابه جایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیتی دیگر ، طبقات اجتماعی شکل گرفتند.
به تعبیر آلوین تافلر : «به دنبال فرایند صنعتی شدن یعنی گذر از موج اوّل (کشاورزی) به موج دوم (صنعت)، نظام کارخانه ای متمرکز شده است و هزاران نفر در زیر یک سقف جمع می شوند و به انجام دادن کار (تولید صنعتی) مبادرت می کنند».
پس از گسترش انقلاب صنعتی در جوامع غربی و رواج و گسترش آن در دیگر جوامع جهان ، خانواده ها ، روابط اجتماعی بین افراد و نوع برخورد آنها با یکدیگر ، دچار دگرگونی شد ، به طوری که برخوردهای افراد با یکدیگر جنبه رسمی پیدا کرد و نوعی زمان بندی و تخصص گرایی شدید بر کار و حتّی بر خلق و خو و روحیه افراد ، سیطره یافت.
تخصصی شدن شغل ، یعنی این که فرد شاغل ، همه کوشش خود را بر یک وظیفه روشن و محدود ، متمرکز کند و تمام ساعت های روز به تکرار آن بپردازد؛ امّا بکوشد تا همه آگاهی ها و تجربیات حرفه ای مربوط به آن شغل را بداند و به کار ببندد و همه پرسش های مربوط به آن را پاسخ گوید.
کار ، بخصوص در اجتماعات پیشرفته ، دارای ابعاد و جنبه های مختلف است. نخستین صورت کار ، جنبه فنّی آن است. مهارت های مختلف ، تخصص های گوناگون ، استفاده از ابزارهای خاص ، چگونگی تولید و … جنبه فنی کار را تشکیل می دهند.
- دومین صورت کار ، جنبه فیزیولوژیک (طبیعی) آن است. انسان به هنگام کار ، دارای فعالیت های مؤثر بر فیزیولوژی (طبیعت) بدن است. همچنین ویژگی های فیزیکی (مادّی) انسان ، چون : قد و قامت ، اعضای بدن ، سیستم ماهیچه ها ، دستگاه تنفسی و عصبی انسان و … از شرایط فیزیکی محیط کار (نور ، رنگ ها ، رطوبت ، تهویه و سر و صدا) تأثیر می پذیرد.
- مسئله سوم ، جنبه روان شناختی کار است. انسان ، فقط یک موجود مادی نیست؛ بلکه خصوصیات روانی و اخلاقی هم دارد. بنا بر این ، در شرایط کار ، دارای کنش و واکنش های روانی با افراد و محیط پیرامون خود نیز هست.
مسائلی چون استعداد ، انگیزه ، میزان خودآگاهی ، رضایت شغلی و روزمرگی شغلی و … از جمله مسائلی هستند که بر اخلاق و شخصیت فرد ، تأثیر می گذارند ، به طوری که استعدادهای فرد ، انتخاب شغلی او را مشروط می سازند و یا اتفاقاتی که برای یک نفر در محیط کار رخ می دهد ، بر گرایش ها ، دیدگاه های فکری و اخلاقی ، درجات خودآگاهی ، رضایت شغلی ، عقاید ، انگیزه ها و به طور کلّی بر شخصیت او اثر می گذارد.
از سوی دیگر ، واکنش های فکری انسان نسبت به فعالیت های کاری اش ، امکان ارتقا و یا تنزّل موقعیت های کاری او را فراهم می آورند و بر رفتار او در طول زمان کار و یا در خارج از محیط کار نیز تأثیر می گذارند.
مثلاً دیدگاه یک نفر نسبت به خانواده ، روابط اجتماعی، هنجارپذیری یا هنجارگریزی ، انتخاب سرگرمی های روزانه و محتوای آنها و … ، همگی ممکن است متأثر از نوع کار و وضعیت محیطی باشد که او در آن ، مشغول به کار است.
- چهارمین نظرگاه ، جنبه اجتماعی کار است. کار و تولید ، یک فعالیت اجتماعی است. فرد به تنهایی کار نمی کند؛ بلکه به درجات گوناگون با گروه های کاری دیگر در ارتباط است. کار مُدرن امروز ، حتی بیش از کار در جوامعی که دارای محیط های فنی عقب افتاده هستند ، یک پدیده اجتماعی است. همچنین رفتار انسان در محیط کار ، تحت تأثیر سایر گروه های اجتماعی نیز قرار دارد.
خانواده ، گروه دوستان ، سندیکاها و اتحادیه های کارگری ، طبقه های اجتماعی و نهادهای مدنی ، از گروه هایی هستند که رفتار فرد را در محیط ، تحت تأثیر قرار می دهند.
- واقعیت اقتصادی ، پنجمین جنبه کار است. کار ، فعالیتی اقتصادی است. نظر فرد نسبت به کار خود ، بر نحوه کوشش های او اثر می گذارد. این دیدگاه ، به عوامل مختلفی مانند : ساختار مؤسسه (به عنوان واحد اقتصادی) ، شیوه اداره آن ، میزان درآمد (تأمین مادی ـ معیشتی فرد) ، شکوفا شدن استعدادهای کاری افراد ، روابط اقتصادی ـ کاریِ فرد با دیگران و مسائلی از این قبیل بستگی دارد.
زنان و امنیت شغلی

از آن جا که نیمی از منابع انسانی جامعه ما را زنان تشکیل میدهند و با در نظر گرفتن این امر که زنان شاغل فشارهای زیادی را به جهت بهرهمندی از امنیت و آرامش مطلوب متحمل میگردند، شناسایی و دستیابی به مسائل فرهنگی و اجتماعی زنان شاغل در ارتباط با محیط کار و اجتماع، مسائل و مشکلات حقوق صنفی و رفاهی آنها برای برخورداربودن از امنیت اجتماعی، با بررسی مسایل و مشکلات زنان شاغل میسر میشود.
ساختار اجتماعی و فرهنگی همه جوامع انسانی به شدت متأثر از تفاوتهای جنسیتی است با توجه به رشد هزینه ها ، بالا رفتن سن ازدواج ، افزایش آمار طلاق ، فراهم آمدن امکان تحصیل برای دختران و مهم تر از همه، گسترش فرهنگ برابری زن و مرد در جوامع مختلف ، در سال های اخیر ، شاهد افزایش روزافزون حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی ، بخصوص در محیط های کاری بوده ایم.
از طرفی گرچه حضور زنان در جامعه از نظر کمّی بیشتر می شود ، اما از نظر کیفی ، بیشتر زنان در حوزه هایی از فعالیت اجتماعی قرار دارند که کارهای سطح پایین محسوب می شوند.
مثل : بازاریابی ، پرستاری (و مددکاری و بچه داری) در منزل ، نظافتگری ، فروشندگی جزء ، آماده سازی و مونتاژ محدود (لباس ، عروسک ، غذا ، کتاب ، و …) ، منشی گری و دیگر کارهای نیمه وقت که معمولاً موقّتی و دارای مزد اندک اند.
آنتونی گیدنز ، این نابرابری در اشتغال زنان و مردان را در سه حوزه : جداسازی شغلی ، تمرکز در کار نیمه وقت و شکاف دستمزد می داند و می گوید : «کارکنان زن ، به طور سنتی در شغل های با دستمزد کم و کار تکراری متمرکزند. بسیاری از این شغل ها بسیار جنسیتی شده هستند ، بدین صورت که نوعا در جامعه ، کار زنانه محسوب می گردند.
منشی گری و شغل های نگهداری (مثل پرستاری ، مددکاری و بچه داری) به طور وسیعی به عهده زنان اند و شغل های زنانه محسوب می شوند. جداسازی جنسیتی مشاغل ، به این واقعیت اشاره دارد که مردان و زنان در انواع مختلفی از شغل ها متمرکز شده اند که بر اساس فهم غالب از آنچه مناسب مرد و زن است ، قرار دارد».
به این سه مورد می توان ناامنی شغلی را نیز اضافه کرد. کِیت پورسل (kate pursell) در مقاله ای با عنوان «ناامنی جنسیتی کار» می گوید : در بریتانیا تقریبا نیمی از کارکنان روزمزد ، زن هستند؛ اما توزیع آنها متفاوت است و در مجموع ، بیش از نیمی از کارهای نیمه وقت در دست زنان است و این اشتغال موقت ، دارای ویژگی های : ناامنی شغلی ، عمدتا غیر تخصصی و ساده بودن کار ، مزد کمتر ، فقدان پرداختی های رفاهی و بیمه و … است که با توجه به بالا بودن نسبت اشتغال موقت زنان می توان گفت: ناامنی شغلی در کار زنان بیشتر استتقسیم بندی شغل ها
